ushered

base info - اطلاعات اولیه

ushered - آغاز شد

N/A - N/A

ˈʌʃ.ɚ

UK :

ˈʌʃ.ər

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ushered] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • She ushered us into her office and offered us coffee.


    او ما را وارد دفترش کرد و به ما قهوه تعارف کرد.

  • Officials quickly ushered the protesters out of the hall.


    مسئولان به سرعت معترضان را از سالن بیرون کردند.

synonyms - مترادف
  • led


    رهبری

  • guided


    هدایت کرد

  • conducted


    انجام شده

  • showed


    نشان داد

  • steered


    هدایت می شود

  • escorted


    اسکورت کرد

  • marshaledUS


    مارشالد آمریکا

  • marshalledUK


    marshalledUK

  • piloted


    خلبانی کرد

  • led the way


    رهبری کرد

  • shepherded


    چوپانی کرد

  • accompanied


    همراه

  • brought


    آورده شده

  • directed


    جهت دار

  • moved


    نقل مکان کرد

  • took


    گرفت

  • helped


    کمک کرد

  • channeledUS


    channeledUS

  • channelledUK


    channelledUK

  • drove


    راند

  • herded


    گله شده

  • maneuveredUS


    ایالات متحده مانور داد

  • saw


    اره

  • assisted


    همراه شده

  • chaperoned


    مانور انگلستان

  • manoeuvredUK


    خاطر نشان

  • pointed


    مسیریابی شده است

  • routed


    راه را نشان داد

  • showed the way


    کاروان

  • leaded


  • convoyed


antonyms - متضاد
  • followed


    دنبال کرد

  • accompanied


    همراه

  • went with


    رفت با

  • tagged along with


    همراه با برچسب گذاری شده است

  • went along with


    همراه شد

  • went together with


    با هم رفت

  • tagged after


    بعد از برچسب گذاری شد

  • kept up with


    با

  • shadowed


    سایه انداخته

  • stayed with


    چسبیده به

  • stuck to


لغت پیشنهادی

converters

لغت پیشنهادی

bait

لغت پیشنهادی

bombing