bombing

base info - اطلاعات اولیه

bombing - بمب گذاری

noun - اسم

/ˈbɑːmɪŋ/

UK :

/ˈbɒmɪŋ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bombing] در گوگل
description - توضیح

  • استفاده از بمب برای حمله به یک مکان

  • an attack or attacks on a place or area using bombs, or the activity of attacking in this way


    حمله یا حمله به یک مکان یا منطقه با استفاده از بمب، یا فعالیت حمله به این روش

example - مثال
  • recent bombings in major cities


    بمب گذاری های اخیر در شهرهای بزرگ

  • The neighbourhood was badly damaged by enemy bombing.


    محله در اثر بمباران دشمن به شدت آسیب دید.

  • He was shot down during a bombing raid over London.


    او در جریان بمب گذاری بر فراز لندن به ضرب گلوله کشته شد.

  • the aerial bombing of ports


    بمباران هوایی بنادر

  • Heavy bombing has gutted the city.


    بمباران شدید شهر را ویران کرده است.

  • There was a wave of bombings in the south of the country.


    موجی از بمباران در جنوب کشور به راه افتاد.

synonyms - مترادف
  • shelling


    گلوله باران


  • حمله هوایی

  • air raid


    کمپین هوایی


  • اجرای بمباران


  • حمله کنند


  • بمباران


  • حمله رعد اسا


  • رگبار

  • bombardment


    توپخانه

  • blitz


    توهین آمیز

  • barrage


    حمله

  • cannonade


    بلیتزکریگ


  • نزاع

  • raid


    بدنه هواپیما

  • blitzkrieg


    یورش

  • strafe


    شوره


  • تگرگ

  • fusillade


    ضربه

  • aerial attack


    طبل

  • onslaught


    باتری

  • volley


    آتش

  • salvo


    تیراندازی متقابل

  • hail


    بمباران هوایی


  • دوش

  • drumfire




  • crossfire


  • aerial bombardment




antonyms - متضاد
  • defenceUK


    دفاع بریتانیا

  • defenseUS


    دفاع آمریکا

  • defensesUS


    دفاع ایالات متحده

  • ramparts


    باروها

  • fortifications


    استحکامات

  • lines


    خطوط

  • earthworks


    کارهای خاکی

  • barricades


    سنگرها

  • battlements


    نبردها

  • emplacements


    استقرارها

  • defencesUK


لغت پیشنهادی

chairperson

لغت پیشنهادی

ballad

لغت پیشنهادی

appraise