bombing
bombing - بمب گذاری
noun - اسم
UK :
US :
بمب گذاری های اخیر در شهرهای بزرگ
محله در اثر بمباران دشمن به شدت آسیب دید.
او در جریان بمب گذاری بر فراز لندن به ضرب گلوله کشته شد.
بمباران هوایی بنادر
بمباران شدید شهر را ویران کرده است.
موجی از بمباران در جنوب کشور به راه افتاد.
shelling
گلوله باران
حمله هوایی
air raid
کمپین هوایی
اجرای بمباران
حمله کنند
بمباران
حمله رعد اسا
رگبار
bombardment
توپخانه
blitz
توهین آمیز
barrage
حمله
cannonade
بلیتزکریگ
نزاع
raid
بدنه هواپیما
blitzkrieg
یورش
strafe
شوره
تگرگ
fusillade
ضربه
aerial attack
طبل
onslaught
باتری
volley
آتش
salvo
تیراندازی متقابل
hail
بمباران هوایی
دوش
drumfire
crossfire
aerial bombardment
defenceUK
دفاع بریتانیا
defenseUS
دفاع آمریکا
defensesUS
دفاع ایالات متحده
ramparts
باروها
fortifications
استحکامات
lines
خطوط
earthworks
کارهای خاکی
barricades
سنگرها
battlements
نبردها
emplacements
استقرارها
defencesUK