actuated
base info - اطلاعات اولیه
actuated - تحریک شده
N/A - N/A
ˈæk.tʃu.eɪt
UK :
ˈæk.tʃu.eɪt
US :
family - خانواده
google image
synonyms
-
مترادف
determined
مشخص
drove
راند
impelled
رانده شده است
induced
القاء شده
inspired
الهام گرفته
motivated
با انگیزه
caused
باعث
coerced
مجبور شد
compelled
مجبور
encouraged
تشویق شد
forced
متعصب
goaded
تحت تأثیر قرار گرفت
influenced
تحریک شده است
instigated
رهبری
led
mobilizedUS
mobilizedUS
نقل مکان کرد
moved
موظف است
obliged
متقاعد شد
persuaded
فشرده شده است
pressed
برانگیخت
prompted
رانده شد
propelled
تحریک شد
pushed
مشروط
spurred
جهت دار
conditioned
جسور شده
directed
مشتاق
emboldened
نشاط آور
enthused
گالوانیزه انگلستان
envigorated
ایالات متحده گالوانیزه
galvanisedUK
galvanizedUS