adman

base info - اطلاعات اولیه

adman - adman

noun - اسم

/ˈædmæn/

UK :

/ˈædmæn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [adman] در گوگل
description - توضیح

  • کسی که در زمینه تبلیغات کار می کند


  • مردی که در تبلیغات کار می کند


  • مردی که در صنعت تبلیغات کار می کند


  • مدیر سابق سودن می گوید که قصد دارد به ارتباطات بازاریابی بازگردد.

  • Former adman Soden says he intends to return to marketing communications.


    اوگیلوی به کلماتی معتاد شده بود که ادمین های آن روز به سبک هاکستری که مستقیم صحبت می کردند پلک می زدند.

  • Ogilvy was addicted to words that the straight-talking huckster-style admen of the day would blink at.


    ممکن است خیلی خوب باشد، و منظورم جدی این است که ادمن نوجوان را اختراع کرد.

  • It may very well be and I mean this seriously that the adman invented the teenager.


    این چیزی است که ادمین ها در حال حاضر تبلیغ می کنند.

  • That's what the admen are promoting right now.


example - مثال
  • As a former adman, he knows that when marketing goes unnoticed, it fails.


    به عنوان یک مدیر سابق، او می داند که وقتی بازاریابی مورد توجه قرار نمی گیرد، شکست می خورد.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

contest

لغت پیشنهادی

supercomputer

لغت پیشنهادی

almonds