amicably
amicably - دوستانه
adverb - قید
UK :
US :
پلیس با تماشاگران صحبت دوستانه کرد.
امیدوارم بتوانیم این را دوستانه حل کنیم.
این ازدواج دوستانه به پایان نرسید.
تصویر او را در حال گفتگوی دوستانه با رقیب قدیمی خود نشان می دهد.
cordially
صمیمانه
kindly
محبت آمیز
graciously
با مهربانی
considerately
با ملاحظه
courteously
مودبانه
amiably
دوستانه
respectfully
با احترام
politely
موافق
agreeably
متفکرانه
thoughtfully
به طور ارجمند
genially
شایسته
decently
منصفانه
به صورت تزئینی
decorously
به گرمی
warmly
خیرخواهانه
beneficently
مهمان نوازی
hospitably
خوش اخلاق
good-naturedly
دوست داشتنی
friendlily
خوشایند
affably
به صورت اجتماعی
congenially
همراهی
sociably
با دل گرمی
pleasantly
به طور هماهنگ
companionably
دلسوزانه
warmheartedly
به خوبی
kindlily
خوش خلقی
harmoniously
اجباری
sympathetically
nicely
chummily
obligingly
rudely
بی ادبانه
hostilely
خصمانه
angrily
با عصبانیت
disrespectfully
بی احترامی
harshly
به شدت
discourteously
تحقیرآمیز
contemptuously
با تحقیر
disdainfully
با اغماض
condescendingly
با وقاحت
insolently
به طرز ناشایست
indecently
غیر متمدنانه
uncivilly
بی احتیاط
imprudently
کوتاه
curtly
به طرز عجیبی
crassly
بی رحمانه
ungraciously
به طرز نامناسب
indecorously
خام
crudely
به ناحق
unjustly
تحریک آمیز
provocatively
درشت
coarsely
غیر انسانی
brazenly
جنگ طلبانه
inhumanly
ناجوانمردانه
belligerently
بی ملاحظه
cruelly
بی حوصله
uncouthly
به طرز مشمئز کننده ای
inconsiderately
شرورانه
boorishly
سرد
obnoxiously
viciously
coldly