word - لغت

amputating || قطع کردن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

ˈæm.pjə.teɪt

UK :

ˈæm.pjə.teɪt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [amputating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amputating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amputating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amputating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amputating] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • severing


    قطع کردن

  • excising


    هیجان انگیز

  • dissevering


    تفرقه افکنی

  • cleaving


    شکافتن

  • dismembering


    قطعه قطعه کردن

  • truncating


    کوتاه کردن

  • docking


    لنگر انداختن

  • lopping


    لوپ کردن

  • curtailing


    محدود کردن

  • abscising


    بریده شدن

  • detaching


    جدا کردن

  • removing


    حذف کردن

  • cutting off


    قطع کردن

  • lopping off


    قطع کردن

  • chopping off


    بریدن

antonyms - متضاد

  • joining


    پیوستن