assenting

base info - اطلاعات اولیه

assenting - موافقت

N/A - N/A

əˈsent

UK :

əˈsent

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [assenting] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Have they assented to the terms of the contract?


    آیا آنها با مفاد قرارداد موافقت کرده اند؟

synonyms - مترادف
  • agreeing


    موافق


  • مثبت

  • affirmative


    تاییدی

  • confirmatory


    مطلوب ایالات متحده

  • favorableUS


    مطلوب انگلستان

  • favourableUK


    تایید کردن

  • approving


    دلگرم کننده

  • encouraging


    حمایت کننده

  • corroborative


    تایید می کند

  • supportive


    به صورت مثبت

  • concurring


    اطمینان بخش

  • confirming


    رضایت دادن

  • in the affirmative


    سازنده

  • reassuring


    خوش بینانه

  • consenting


    خوب

  • constructive


    مفید

  • optimistic


    مشتاق

  • productive


    سودمند


  • با ارزش


  • تاثير گذار

  • enthusiastic


    امیدوار کننده

  • beneficial


    نشاط آور


  • جامد


  • روشن

  • hopeful


    الهام بخش

  • uplifting


  • promising




  • inspiring


  • heartening


antonyms - متضاد

  • منفی

  • dissenting


    مخالف

  • negating


    نفی کردن

  • denying


    انکار کردن

  • disagreeing


    مخالفت کردن

  • disapproving


    عدم تایید

  • conflicting


    متناقض

  • contradictory


    ناهمخوان

  • opposing


  • incongruous


لغت پیشنهادی

biceps

لغت پیشنهادی

above board

لغت پیشنهادی

knight