anatomically
base info - اطلاعات اولیه
anatomically - از نظر تشریحی
adverb - قید
/ˌænəˈtɑːmɪkli/
UK :
/ˌænəˈtɒmɪkli/
US :
family - خانواده
google image
example
-
مثال
در خاورمیانه، انسانهای مدرن از نظر تشریحی حدود 50000 سال پیش ظاهر شدند.
طرح های میکل آنژ از نظر تشریحی دقیق و دقیق بودند.
an anatomically correct doll
یک عروسک آناتومیک درست
نقاشی هر گیاه از نظر آناتومیک عالی و بسیار زیبا است.
synonyms
-
مترادف
functionally
عملا
materially
از نظر مادی
structurally
از نظر ساختاری
constructionally
از نظر ساخت و ساز
constitutionally
طبق قانون اساسی
organizationallyUS
سازمانی ایالات متحده
tectonically
از نظر تکتونیکی
configurationally
به صورت پیکربندی
systemically
به صورت سیستمی
formalistically
به صورت رسمی
importantly
مهم است
underlyingly
به طور اساسی
formatively
به صورت تکوینی
organically
به صورت ارگانیک
fundamentally
اساسا
از نظر معماری
به صورت اسکلتی
architecturally
skeletally
antonyms
-
متضاد
