bailor

base info - اطلاعات اولیه

bailor - وثیقه

N/A - N/A

N/A

UK :

ˈbeɪlər

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bailor] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The goods shall be returned to the bailor or dealt with according to his instructions.


    کالا باید به وثیقه بازگردانده شود یا طبق دستور او با آن برخورد شود.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

ailment

لغت پیشنهادی

atoll

لغت پیشنهادی

pico