bios

base info - اطلاعات اولیه

bios - بایوس

abbreviation - مخفف

/ˈbaɪɑːs/

UK :

/ˈbaɪɒs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bios] در گوگل
description - توضیح
  • abbreviation of Basic Input-Output System a computer's basic firmware (= a set of programs that form part of a computer) that operates every time it starts up


    مخفف Basic Input-Output System سیستم عامل اصلی کامپیوتر (= مجموعه ای از برنامه هایی که بخشی از یک کامپیوتر را تشکیل می دهند) که هر بار که راه اندازی می شود کار می کند.

example - مثال
  • Computers using Intel processors with an out-of-date BIOS refused to function when turned on.


    رایانه‌هایی که از پردازنده‌های اینتل با بایوس قدیمی استفاده می‌کنند، وقتی روشن می‌شدند، از کار کردن خودداری کردند.

  • I started the PC and hit the Delete key to go into the BIOS setup.


    کامپیوتر را روشن کردم و کلید Delete را زدم تا وارد تنظیمات بایوس شوم.

synonyms - مترادف
  • biographies


    بیوگرافی ها

  • memoirs


    خاطرات


  • زندگی

  • vitae


    زندگی نامه

  • curricula vitae


    رزومه تحصیلی


  • تاریخ زندگی

  • autobiography


    داستانهای زندگی

  • life stories


    مشخصات


  • مجلات

  • journals


    سوابق

  • records


    حساب ها

  • accounts


    رزومه

  • resumes


    سوابق کاری

  • work histories


    گزارش ها

  • reports


    به تصویر کشیدن

  • portrayals


    یادداشت های روزانه

  • diaries


    تواریخ

  • chronicles


    تجربه


  • طرح ها

  • sketches


    تصاویر

  • depictions


    پرتره ها

  • portraits


    حماسه ها

  • sagas


    سوابق شخصی

  • personal records


    نمای نزدیک

  • close-ups


    داستان ها

  • stories


    اعتراف

  • confession


    نامه ها

  • letters


    زندگی شخصی

  • personal lives


    تاریخ


  • سفرها

  • journeys


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

astrakhan

لغت پیشنهادی

bins

لغت پیشنهادی

broad