broad-mindedness

base info - اطلاعات اولیه

broad-mindedness - وسیع اندیشی

noun - اسم

/ˌbrɔːd ˈmaɪndɪdnəs/

UK :

/ˌbrɔːd ˈmaɪndɪdnəs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [broad-mindedness] در گوگل
description - توضیح
  • willingness to accept other people'sbehaviour and beliefs, especially sexual behaviour


    تمایل به پذیرش رفتار و باورهای دیگران، به ویژه رفتار جنسی

example - مثال
  • My parents always prided themselves on their broad-mindedness.


    پدر و مادر من همیشه به وسعت اندیشی خود افتخار می کردند.

  • The organization has never been known for its broad-mindedness.


    این سازمان هرگز به خاطر وسعت اندیشی اش شناخته نشده است.

synonyms - مترادف
  • tolerance


    تحمل

  • openness


    باز بودن

  • liberality


    آزادی

  • progressiveness


    مترقی

  • permisssiveness


    سهل انگاری

  • open-mindedness


    ذهن باز


  • فکر آزاد

  • liberalism


    آزادی خواه

  • progressivism


    ترقی گرایی

  • radicalism


    رادیکالیسم

  • permissiveness


    آزادی خواهی

  • libertarianism


    اصلاح طلبی

  • reformism


    روشنگری

  • enlightenment


    مدرنیسم

  • modernism


    پیشرفت

  • progressivity


    آزاد اندیشی

  • freethinking


    چپ گرایی

  • leftism


    ترک کرد


  • جغرافیا گرایی

  • latitudinarianism


    لسه فر

  • laissez-faire


    اعتدال

  • moderation


    انسان دوستی

  • humanitarianism


    جناح چپ


  • وسعت

  • breadth


    عرض جغرافیایی

  • latitude


    بی طرفی

  • impartiality


    candourUK

  • toleration


    بزرگواری

  • candourUK


    کاتولیک

  • magnanimity


  • catholicity


antonyms - متضاد
  • narrow-mindedness


    تنگ نظری

  • intolerance


    عدم تحمل

  • bigotry


    تعصب

  • partisanship


    حزب گرایی

  • dogmatism


    جزم گرایی

  • sectarianism


    فرقه گرایی

  • illiberality


    عدم آزادی

  • prejudice


    عقیده

  • opinionatedness


    جانبداری

  • intolerantness


    بی لیبرالی

  • bias


    غیر لیبرالیسم

  • illiberalness


    جزیره ای بودن

  • illiberalism


    محافظه کاری

  • insularity


    درست

  • conservatism


    بی حرکتی


  • immobilism


لغت پیشنهادی

august

لغت پیشنهادی

newton

لغت پیشنهادی

judgement