pickling

base info - اطلاعات اولیه

pickling - اسید شویی

N/A - N/A

ˈpɪk.əl.ɪŋ

UK :

ˈpɪk.əl.ɪŋ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pickling] در گوگل
description - توضیح
  • used for or relating to the act of preserving food in a vinegar sauce or salty water


    برای یا مربوط به عمل نگهداری غذا در سس سرکه یا آب شور استفاده می شود

example - مثال
  • pickling onions (= small onions of a type that are kept in vinegar)


    پیاز ترشی (= پیاز کوچک از نوعی که در سرکه نگهداری می شود)

  • pickling spices (= used to give extra flavour to preserved vegetables)


    ادویه ترشی (= برای عطر و طعم دادن به سبزیجات نگهداری شده استفاده می شود)

synonyms - مترادف
  • preserving


    حفظ کردن

  • conserving


    پخت

  • curing


    نمک زدن

  • salting


    ترشی کردن

  • marinating


    چاشنی

  • seasoning


    ماریناد کردن

  • marinading


    سیگار کشیدن

  • smoking


    خشك كردن

  • drying


    قلع زنی

  • tinning


    کیپر زدن

  • kippering


    بطری کردن

  • bottling


    نگه داشتن

  • keeping


    گلدان

  • potting


    معتدل کردن

  • tempering


    متلاطم

  • jarring


    آب بندی

  • sealing


    سرد

  • chilling


    خشک شدن

  • desiccating


    شیرین

  • chillin


    انجماد

  • freezing


    سوزاندن

  • sousing


    کورنینگ

  • corning


    کم آبی

  • dehydrating


    ذخیره سازی

  • storing


    صرفه جویی در


  • آب نبات

  • candying


    در حال تبخیر شدن

  • evaporating


    ژله سازی

  • jellying


    در یخچال

  • refrigerating


    در حال پردازش

  • processing


antonyms - متضاد

  • مصرف

  • ingestion


    گوارشی

  • devouring


    بلعیدن

  • ingesting


    نوشیدن

  • drinking


    غذا خوردن

  • eating


    تغذیه

  • feeding


    آب خوردن

  • imbibing


    بلع

  • intake


    جشن گرفتن

  • swallowing


    تربیت

  • feasting


    چنگ زدن

  • gobbling


    چرندیدن

  • manducation


    quaffing

  • chugging


    تکان دادن

  • gulping


    خوردن

  • guzzling


  • quaffing


  • swigging


  • gobbling up


  • eating up


لغت پیشنهادی

nearing

لغت پیشنهادی

bakery

لغت پیشنهادی

recoup