visualizing

base info - اطلاعات اولیه

visualizing - تجسم کردن

N/A - N/A

ˈvɪʒ.u.əl.aɪz

UK :

ˈvɪʒ.u.əl.aɪz

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [visualizing] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • I was so surprised when he turned up - I'd visualized someone much older.


    وقتی او ظاهر شد بسیار متعجب شدم - فردی بسیار مسن تر را تجسم کرده بودم.

synonyms - مترادف
  • imagining


    تصور کردن

  • envisioning


    متصور شدن

  • envisaging


    پیش بینی می کند

  • picturing


    تصویربرداری

  • fantasisingUK


    خیال پردازی انگلستان

  • fantasizingUS


    خیال پردازی آمریکا

  • seeing


    دیدن

  • conceiving


    حامله شدن

  • dreaming


    رویا پردازی

  • visioning


    رویایی

  • ideating


    ایده پردازی

  • fancying


    فانتزی

  • imaging


    متفکر

  • conceiting


    خیال پردازی

  • fantasying


    مفهوم سازی انگلستان

  • conceptualisingUK


    مفهوم سازی ایالات متحده

  • conceptualizingUS


    شامل

  • featuring


    در حال تعمق

  • contemplating


    فكر كردن


  • مشاهده

  • viewing


    برانگیختن

  • evoking


    پیشگویی

  • divining


    دستگیر کردن

  • apprehending


    مخالفت می کند

  • objecting


    منعکس کننده

  • reflecting


    تمرکز بیش از حد

  • hyperfocusing


    تداعی کردن

  • hyperfocussing


    تصور از

  • conjuring up


    خواب دیدن

  • conceiving of


  • dreaming up


antonyms - متضاد
  • disbelieving


    کافر

  • disregarding


    بی توجهی

  • ignoring


    نادیده گرفتن

  • neglecting


لغت پیشنهادی

anteriorly

لغت پیشنهادی

scurry

لغت پیشنهادی

enunciated