autobiographical

base info - اطلاعات اولیه

autobiographical - زندگی نامه ای

adjective - صفت

/ˌɔːtəˌbaɪəˈɡræfɪkl/

UK :

/ˌɔːtəˌbaɪəˈɡræfɪkl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [autobiographical] در گوگل
description - توضیح
  • based on or involving the writer's own life


    بر اساس یا شامل زندگی خود نویسنده است

  • describing the writer or based on the writer’s life


    توصیف نویسنده یا بر اساس زندگی نویسنده

example - مثال
  • an autobiographical novel


    یک رمان زندگی نامه ای

  • The movie is largely autobiographical.


    این فیلم عمدتاً زندگینامه ای است.

  • autobiographical writing


    زندگی نامه نویسی

  • an autobiographical story/novel/poem


    داستان/رمان/شعر اتوبیوگرافیک

  • She denied that the song lyrics were autobiographical.


    او انکار کرد که متن آهنگ زندگی نامه ای است.

  • an autobiographical novel


synonyms - مترادف
  • documentary


    مستند


  • تاریخی

  • nonfictional


    غیر داستانی

  • factual


    واقعی


  • روایت

  • first-person


    اولین فرد

  • real-life


    زندگی واقعی


  • صادق به زندگی

  • firsthand


    دست اول

  • verifiable


    قابل تایید

  • self-told


    خود گفته


  • درست است، واقعی


  • هدف، واقعگرایانه

  • literal


    تحت اللفظی


  • سخت

  • matter-of-fact


    امری واقعی

  • fact-based


    مبتنی بر واقعیت

  • non-fictional


    معتبر

  • authentic


    دقیق


  • اصل


  • درست

  • genuine


    مطمئن


  • با ایمان


  • راستگو


  • صادقانه

  • faithful


  • veritable


  • precise


  • truthful



  • lifelike


antonyms - متضاد
  • biographical


    بیوگرافی


  • واقعی


  • درست است، واقعی


  • تاریخی

  • authentic


    معتبر

  • nonfiction


    غیر داستانی

لغت پیشنهادی

punctuation

لغت پیشنهادی

especially

لغت پیشنهادی

biffed