badgering
badgering - گورکن
N/A - N/A
UK :
US :
از بدگویی با من دست بردارید - وقتی آماده شدم این کار را انجام خواهم داد.
او مرا به انجام برخی ورزش ها وادار می کند.
هر بار که وارد مغازه می شویم، بچه ها به من گورکن می زنند تا برایشان شیرینی بخرم.
annoying
مزاحم
harassing
آزار دهنده
aggravating
تشدید کننده
antagonizingUS
دشمنی با آمریکا
bugging
ضربه زدن
exasperating
عصبانی کننده
galling
خفن
getting
گرفتن
goading
سرزنش کردن
irking
عصبانی
irritating
narking
narking
گزنه کردن
nettling
غش کردن
peeving
ریلینگ
pestering
به هم زدن
riling
خسته کننده، اذیت کننده
ruffling
ناراحت كننده
vexing
عصبانی کردن
frustrating
ناخوشایند
nagging
زحمت کشیدن
upsetting
بخور دادن
angering
خشمگین
bothering
دیوانه کننده
displeasing
سوزن زدن
disturbing
hassling
incensing
infuriating
maddening
making angry
needling
معاونت
کمک
راحتی
contentment
قناعت
مشارکت
delight
لذت بسیار
facilitation
تسهیل
furtherance
پیشبرد
happiness
شادی
صلح
لذت
حمایت کردن
