barged
barged - بارکشی کرد
N/A - N/A
UK :
US :
elbowed
آرنج
pushed
رانده شد
shoved
تراشیدن
shave
تنه زدن
shove
رانده شده است
shoven
مجبور شد
forced
کلافه شده
bludgeoned
بولدوزر شده
bulldozed
تکان خورده
jostled
ماهیچه دار
muscled
شانه دار
shouldered
ترکیدن
burst
سینه بند
brast
متهم
bursten
عجله کرد
charged
افزایش یافت
rushed
رانش
surged
پرست
thrust
فشرده شده است
thrusted
سقوط کرد
prest
همراه
pressed
تکان داد
crashed
PlowedUS
bundled
خسته
nudged
ضربه خورده
plowedUS
غوطه ور شد
bored
هیاهو
bumped
گیر کرده
plunged
hustled
jammed
breezed
نسیم
coasted
ساحلی شده
glided
سر خورد
glid
سر خوردن
slid
لغزید
slidden
والس زده
waltzed
هم زد
whisked
دریانوردی کرد
sailed
کشتی گرفت
cruised
رانده شد
drifted
چرخ آزاد
freewheeled
غرق شد
sauntered
تاکسی شده
taxied
لیز خورد
slipped
قدم زد
strolled
خامه گرفته
skimmed
شناور شد
floated
اسکیت زده
skated
راه افتاد
walked
