married to someone while already legally married to someone else or used to describe a relationship involving someone like this
ازدواج با شخصی در حالی که قبلاً به طور قانونی با شخص دیگری ازدواج کرده است، یا برای توصیف رابطه ای که شامل چنین فردی است استفاده می شود
a bigamous relationship
یک رابطه دو همسری
She wasn't ready to tell the story of her bigamous husband.
او حاضر نبود داستان شوهر دوقلو خود را تعریف کند.
a bigamous marriage
یک ازدواج دوقلو
polygamous
چند همسری
adulterous
زناکار
polyandry
پلی اندری
polygyny
دو زمان بندی
two-timing
ازدواج گروهی
group marriage
monogamous
تکگام
steady
ثابت
exclusive
انحصاری
faithful
با ایمان
committed
متعهد شد
married
متاهل
one-to-one
یک به یک