conformed
conformed - مطابقت دارد
N/A - N/A
UK :
US :
followed
دنبال کرد
obeyed
اطاعت کرد
observed
مشاهده شده
satisfied
راضی
fulfilled
برآورده شد
heeded
توجه کرد
met
ملاقات کرد
upheld
تایید کرد
upholden
حفظ شود
accepted
پذیرفته شده
complied
رعایت کرد
acknowledged
تصدیق کرد
respected
احترام
embraced
در آغوش گرفت
kept
نگهداری می شود
minded
متفکر
abided by
پایبند بود
adhered to
پیروی با
complied with
موافق با
agreed to
موافقت با
agreed with
ایستاد
stood by
چسبیده به
stuck to
ملحق شد
acceded to
موافقت کرد
acquiesced in
رضایت داد
consented to
برگزار شد
held to
نگه داشته است
kept to
جای داده شده است
accommodated to
مطابق با
accorded with
acquiesced to
flouted
نادیده گرفته شد
defied
سرپیچی کرد
breached
نقض شده است
disregarded
نادیده گرفته شده است
violated
شکست
broke
ترمز
brake
شکسته شده
نقض شد
contravened
نافرمانی کرد
disobeyed
تحقیر شده
ignored
رد کرد
scorned
مرتکب تخلف شد
infracted
نتوانست رعایت کند
infringed
موفق به رعایت نشدن
repudiated
پرواز کرد در صورت
پرواز در صورت
disdained
مخالف رفت
بر خلاف رفته
توهین شده
مسخره کرد
علیه
went against
از اطاعت خودداری کرد
gone against
مورد تمسخر
insulted
تحقیر نشان داد
mocked
تحقیر نشان داده است
rebelled against
refused to obey
scoffed at
showed contempt for
shown contempt for
spurned
