misused
base info - اطلاعات اولیه
misused - سوء استفاده شده است
N/A - N/A
ˌmɪsˈjuːz
UK :
ˌmɪsˈjuːz
US :
family - خانواده
google image
synonyms
-
مترادف
گمشده
squandered
اسراف کرد
wasted
هدر رفت
forfeited
از دست رفته
missed
گذشت
passed up
تسلیم شد
gave up
وزید
blew
نادیده گرفته شده است
disregarded
کاهش یافته است
dropped
غفلت
ignored
خراب
neglected
دور زد
botched
واگذار کرد
bypassed
قبول کرد
ceded
رد
conceded
صرف کرد
dismissed
سرخ شده دور
expended
بگذار بگذرد
frittered away
چشم پوشی کرد
سال
surrendered
رها شده است
waived
توپ را رها کرد
yielded
موفق به درک نشد
yold
موفق به گرفتن نشد
abandoned
موفق به استفاده از
جلو رفت
failed to grasp
پیش رفت
forewent
forwent
antonyms
-
متضاد
advantaged
دارای مزیت
favoredUS
مورد علاقه ایالات متحده
favouredUK
مورد علاقه انگلستان
exalted
سرافراز
honoredUS
honoredUS
honouredUK
HonouredUK
liberated
آزاد شد
privileged
ممتاز
untroubled
بدون مشکل
