photographed

base info - اطلاعات اولیه

photographed - عکس گرفته شده

N/A - N/A

ˈfoʊ.t̬oʊ.ɡræf

UK :

ˈfəʊ.tə.ɡrɑːf

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [photographed] در گوگل
description - توضیح

  • ماضی ساده و ماضی از عکس


  • برای گرفتن عکس با استفاده از دوربین

  • to appear attractive/unattractive in photographs


    در عکس ها جذاب/غیر جذاب به نظر می رسند

example - مثال
  • I prefer photographing people rather than places.


    من عکاسی از مردم را به جای مکان ها ترجیح می دهم.

  • MacKay was photographed leaving the building.


    مک کی در حال خروج از ساختمان عکس گرفته شد.

synonyms - مترادف

  • شلیک کرد

  • shotten


    shotten

  • snapped


    شکسته شد

  • snapt


    اسنپ

  • captured


    اسیر

  • recorded


    ثبت شده

  • took


    گرفت

  • taken


    گرفته شده

  • filmed


    فیلمبرداری شده است

  • mugged


    دزدیده شده است

  • photoed


    عکس گرفته شده

  • photoengraved


    عکس حکاکی شده

  • pictured


    تصویر شده است

  • got


    بدست آورد

  • gat


    gat

  • gotten


    بدست آمده

  • recorded on film


    روی فیلم ضبط شده

  • captured on film


    در فیلم گرفته شده است

  • got a picture of


    عکسی از

  • captured on celluloid


    روی سلولوئید ثبت شده است

  • took a picture of


    عکس گرفت

  • taken a picture of


    یک عکس از

  • got a snap of


    یک عکس فوری از

  • got a snapshot of


    تشبیهی گرفت

  • recorded on celluloid


    شبیه به

  • took a likeness of


    یک شات گرفت

  • taken a likeness of


    عکس گرفته شده از

  • took a shot of


    یک لحظه از

  • taken a shot of


  • took a snap of


  • taken a snap of


antonyms - متضاد
  • failed


    ناموفق


  • گمشده

  • misunderstood


    سوء تفاهم شده است

لغت پیشنهادی

tolls

لغت پیشنهادی

aphid

لغت پیشنهادی

disclaimed