reaffirmed
base info - اطلاعات اولیه
reaffirmed - دوباره تایید کرد
N/A - N/A
ˌriː.əˈfɝːm
UK :
ˌriː.əˈfɜːm
US :
family - خانواده
google image
synonyms
-
مترادف
reiterated
تکرار کرد
restated
دوباره بیان کرد
reasserted
دوباره تاکید کرد
repeated
تایید شده است
endorsed
تایید شده
confirmed
تقویت شده است
strengthened
افزایش یافته است
enhanced
امن شده است
secured
ایجاد
established
خاطر جمع
assured
تقویت شده
reinforced
مستحکم
fortified
تشدید شد
intensified
سوخت
bolstered
تلفیقی
boosted
بزرگ شده
fuelled
افزایش یافت
consolidated
تمدید شد
magnified
بازسازی شد
heightened
پشتیبانی
fueled
برجسته شده
اثبات شده است
renewed
سیمانی شده
restored
تکیه گاه
supported
تعدیل شده
accentuated
amplified
substantiated
cemented
buttressed
justified
antonyms
-
متضاد
contradicted
مغایرت داشت