to move a part of the body towards the middle of the body or towards another body part
برای حرکت بخشی از بدن به سمت وسط بدن یا به سمت قسمت دیگری از بدن
The patient is unable to adduct her right eye.
بیمار نمی تواند چشم راست خود را اضافه کند.
abduct
ربودن
push
فشار دادن
kidnap
آدم ربایی
capture
گرفتن
seize
تصاحب کردن
shanghai
شانگهای
hijack
قاپیدن
snatch
نجیب
nobble
برداشتن
grab
فرار با
remove
نگه دارید تا باج بگیرید
run away with
گروگان گرفتن
hold to ransom
hold hostage