adduct

base info - اطلاعات اولیه

adduct - ترکیب

N/A - N/A

əˈdʌkt

UK :

əˈdʌkt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [adduct] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The patient is unable to adduct her right eye.


    بیمار نمی تواند چشم راست خود را اضافه کند.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • abduct


    ربودن


  • فشار دادن

  • kidnap


    آدم ربایی


  • گرفتن


  • تصاحب کردن

  • shanghai


    شانگهای

  • hijack


    قاپیدن

  • snatch


    نجیب

  • nobble


    برداشتن


  • فرار با


  • نگه دارید تا باج بگیرید


  • گروگان گرفتن

  • hold to ransom


  • hold hostage


لغت پیشنهادی

senator

لغت پیشنهادی

irregularities

لغت پیشنهادی

distinguished