bandaged
base info - اطلاعات اولیه
bandaged - باندپیچی شده
N/A - N/A
ˈbæn.dɪdʒ
UK :
ˈbæn.dɪdʒ
US :
family - خانواده
google image
synonyms
-
مترادف
bound
مقید شده است
bounden
محدود شده است
dressed
لباس پوشیده
drest
لباس پوشیدن
covered
تحت پوشش
swathed
غرق شد
wrapped
پیچیده شده
wrapt
پیچیده
swaddled
قنداق شده
bound up
گچ کاری شده
plastered
بسته شده
strapped
خرپایی
trussed
گره خورده است
strapped up
یک پانسمان بگذار
tied up
یک گچ قرار دهید
در بانداژ پوشانده شده است
شلاق زده
swathed in bandages
توری
tied
مهاربندی شده
lashed
یک پانسمان بپوش
laced
محصور شده
braced
بند انداخته است
تحت درمان
encased
cauterisedUK
leashed
استریل شده انگلستان
treated
cauterizedUS
cauterisedUK
حضور داشتند
sterilisedUK
sterilizedUS
cauterizedUS
attended
sterilizedUS