adoptee

base info - اطلاعات اولیه

adoptee - فرزندخوانده

noun - اسم

/əˌdɑːpˈtiː/

UK :

/əˌdɒpˈtiː/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [adoptee] در گوگل
description - توضیح
  • someone who has been adopted as a child (= legally taken into another family and cared for as the family's own child)


    کسی که در کودکی به فرزندی پذیرفته شده است (= قانوناً به خانواده دیگری منتقل شده و به عنوان فرزند خود خانواده از او مراقبت می شود)

example - مثال
  • adoptees and their families


    فرزندخواندگان و خانواده های آنها

  • Her family included two adoptees, aged 3 and 2.


    خانواده او شامل دو فرزندخوانده 3 و 2 ساله بود.

  • Support groups welcome birth parents, adoptees, and adoptive parents to share their experiences.


    گروه های حمایتی از والدین متولد شده، پذیرفته شدگان و والدین پذیرنده استقبال می کنند تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارند.

synonyms - مترادف
  • foster child


    فرزند خوانده

  • dependant


    وابسته


  • کودک

  • ward


    بخش


  • شارژ


  • جزئی

  • godchild


    شاگرد

  • adopted child


    شاگرد کارآموز


  • کارآموز

  • pupil


    تحت حمایت

  • apprentice


    دانشجو

  • trainee


    مربی

  • protégé


    سرپرست


  • کم مطالعه

  • mentee


    متصدی

  • disciple


    دانشجوی ستاره دار

  • mentoree


    کشف

  • tutee


    نسبت فامیلی

  • understudy


    تکیه کن

  • acolyte


    آویز

  • protege


    تابع


  • گروه


  • پیرو


  • فرزندان

  • rellie


    مینیون

  • hanger-on


  • subordinate


  • cohort


  • henchman


  • offspring


  • minion


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

acquiescent

لغت پیشنهادی

Afghanistan

لغت پیشنهادی

recalcitrant