autographing

base info - اطلاعات اولیه

autographing - خودنویسی

N/A - N/A

ˈɑː.t̬ə.ɡræf

UK :

ˈɔː.tə.ɡrɑːf

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [autographing] در گوگل
description - توضیح
  • present participle of autograph


    فاعل فاعل از دستخط

  • to write your signature (= your name written by yourself) on something for someone else to keep


    نوشتن امضای خود (= نام شما که توسط خودتان نوشته شده است) روی چیزی که شخص دیگری نگه دارد

example - مثال
  • I got her to autograph my T-shirt.


    از او خواستم که تی شرت من را امضا کند.

  • She gave me an autographed photograph of herself.


    او یک عکس امضا شده از خودش به من داد.

synonyms - مترادف
  • signing


    امضا کردن

  • inking


    مرکب زدن

  • subscribing


    مشترک شدن

  • authorisingUK


    مجوز UK

  • authorizingUS


    مجوز دادن به ایالات متحده

  • endorsing


    تایید کردن

  • engrossing


    جذاب

  • handwriting


    دست خط

  • initialingUS


    پاراف ایالات متحده

  • initiallingUK


    حروف اول بریتانیا

  • inscribing


    نوشتن

  • penning


    قلم زدن

  • writing signature


    نوشتن امضا

  • signing one's name


    امضا کردن نام


  • نوشتن با دست

  • witnessing


    شاهد بودن

  • countersigning


    امضای متقابل

  • underwriting


    پذیره نویسی

  • undersigning


    امضای زیر

  • putting John Hancock on


    قرار دادن جان هنکاک

  • styling


    طراحی ظاهر

  • rubber-stamping


    مهر زنی لاستیکی


  • تنظیم دست خود را به

  • putting John Henry on


    قرار دادن جان هنری

  • confirming


    تایید می کند

  • acknowledging


    تصدیق کردن

  • cosigning


    cosigning

  • superscribing


    رونویسی کردن

  • scribbling


    خط خطی کردن


  • خراشیدن

  • scrawling


antonyms - متضاد
  • rejecting


    رد کردن

لغت پیشنهادی

destroying

لغت پیشنهادی

partitions

لغت پیشنهادی

gavel