automating
automating - خودکار کردن
N/A - N/A
UK :
US :
فاعل فاعل از خودکار کردن
to make a process in a factory or office operate by machines or computers, in order to reduce the amount of work done by humans and the time taken to do the work
به منظور کاهش میزان کار انجام شده توسط انسان و زمان صرف شده برای انجام کار، فرآیندی در یک کارخانه یا دفتر کار توسط ماشین ها یا رایانه ها انجام شود.
Massive investment is needed to automate the production process.
سرمایه گذاری هنگفت برای خودکارسازی فرآیند تولید مورد نیاز است.
computerisingUK
کامپیوتری انگلستان
computerizingUS
کامپیوتری کردن ایالات متحده
industrialisingUK
صنعتی سازی انگلستان
industrializingUS
صنعتی کردن ایالات متحده
powering
نیرو دادن
presetting
از پیش تنظیم
programming
برنامه نويسي
systematisingUK
سیستم سازی انگلستان
systematizingUS
سیستماتیک کردن ایالات متحده
mechanisingUK
مکانیزینگ انگلستان
mechanizingUS
مکانیزه کردن ایالات متحده
motorizing
موتورسازی
tooling
ابزار سازی
rigging
تقلب
equipping
تجهیز کردن
technologizing
فن آوری
در حال توسعه
تغییر می کند
equipping with machines
تجهیز به ماشین آلات
mass-producing
تولید انبوه
