babyhood
babyhood - کودکی
noun - اسم
UK :
US :
دوره زمانی که شما نوزاد هستید
گریه گریه کردن یک مشکل همیشگی در کودکان خردسال از دوران کودکی به بعد است.
Chewing and sucking are comforting for the human being and the roots of this go right back into babyhood.
جویدن و مکیدن برای انسان آرامش بخش است و ریشه آن به دوران کودکی بازمی گردد.
بی هنری دوران کودکی هنوز وجود دارد.
من بدن آنها را می شناسم، آن پسرانی که به تازگی از دوران کودکی خود خارج شده اند، و همچنین بدن خودم.
اینها عادت های کودک نیستند، اما عادت هایی هستند که با تجربیات دوران کودکی ارتباط دارند.
infancy
دوران نوزادی
جوانان
دوران کودکی
diaper days
روز پوشک
early years
سال های اول
infanthood
دوران شیرخوارگی
adolescence
بلوغ
immaturity
نابالغی
formative years
سال های شکل گیری
اوایل زندگی
اوایل کودکی
youthfulness
جوانی
reproductive immaturity
عدم بلوغ تولید مثلی
juvenescence
دخترانه
girlhood
کودکی
boyhood
نوجوانی
juvenility
نوجوانان
teens
فصل بهار
puberty
قبل از بلوغ
springtime
خردسالی
prepubescence
دانش آموز
juniority
روزهای مدرسه
pupilage
عدم سن
schooldays
اقلیت
nonage
تربیت
گهواره
upbringing
سن حساس
cradle
بهار زندگی
tender age
پیش از نوجوانی
pre-teens