babyhood

base info - اطلاعات اولیه

babyhood - کودکی

noun - اسم

/ˈbeɪbihʊd/

UK :

/ˈbeɪbihʊd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [babyhood] در گوگل
description - توضیح

  • دوره زمانی که شما نوزاد هستید

  • Crying Crying is a perennial problem with young children from babyhood on.


    گریه گریه کردن یک مشکل همیشگی در کودکان خردسال از دوران کودکی به بعد است.

  • Chewing and sucking are comforting for the human being and the roots of this go right back into babyhood.


    جویدن و مکیدن برای انسان آرامش بخش است و ریشه آن به دوران کودکی بازمی گردد.

  • The artlessness of babyhood is still there.


    بی هنری دوران کودکی هنوز وجود دارد.

  • I know their bodies, those boys who are just out of babyhood, as well as my own.


    من بدن آنها را می شناسم، آن پسرانی که به تازگی از دوران کودکی خود خارج شده اند، و همچنین بدن خودم.

  • These are not baby habits, but they are habits which have a link with babyhood experiences.


    اینها عادت های کودک نیستند، اما عادت هایی هستند که با تجربیات دوران کودکی ارتباط دارند.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • infancy


    دوران نوزادی


  • جوانان


  • دوران کودکی

  • diaper days


    روز پوشک

  • early years


    سال های اول

  • infanthood


    دوران شیرخوارگی

  • adolescence


    بلوغ

  • immaturity


    نابالغی

  • formative years


    سال های شکل گیری


  • اوایل زندگی


  • اوایل کودکی

  • youthfulness


    جوانی

  • reproductive immaturity


    عدم بلوغ تولید مثلی

  • juvenescence


    دخترانه

  • girlhood


    کودکی

  • boyhood


    نوجوانی

  • juvenility


    نوجوانان

  • teens


    فصل بهار

  • puberty


    قبل از بلوغ

  • springtime


    خردسالی

  • prepubescence


    دانش آموز

  • juniority


    روزهای مدرسه

  • pupilage


    عدم سن

  • schooldays


    اقلیت

  • nonage


    تربیت


  • گهواره

  • upbringing


    سن حساس

  • cradle


    بهار زندگی

  • tender age


    پیش از نوجوانی

  • springtime of life


  • pre-teens


antonyms - متضاد
  • adolescence


    بلوغ

  • adulthood


    بزرگسالی


  • کهنسال

لغت پیشنهادی

nary

لغت پیشنهادی

entrusting

لغت پیشنهادی

collectors