bargained
bargained - معامله کرد
N/A - N/A
UK :
US :
negotiated
مذاکره کرد
haggled
چانه زد
dealt
معامله شد
chaffered
خراشیده شده
dickered
دیکر زد
paltered
رنگ پریده
bartered
مبادله شده
traded
تحت درمان
treated
با اسب معامله می شود
horse-traded
چرخ دار و معامله شده است
wheeled and dealed
چرخ شده و معامله می شود
wheeled and dealt
تجارت کرد
did business
کسب و کار انجام شده است
done business
معامله را قطع کن
معامله کرد
شرایط مورد بحث
discussed terms
شرایط ساخته شده است
made terms
معامله سختی انجام داد
معامله ای را منعقد کرد
دعوا کرد
مبادله شد
bickered
قاچاق شده است
exchanged
خرید و فروش شد
trafficked
یک معامله انجام داد
bought and sold
دستفروشی کرد
استدلال کرد
peddled
کامیون دار
wrangled
swapped
argued
trucked
broke
شکست
brake
ترمز
شکسته شده
denied
تکذیب کرد
differed
متفاوت بود
disputed
مورد مناقشه قرار گرفت
dissented
مخالفت کرد
refused
رد