coffin

base info - اطلاعات اولیه

coffin - تابوت

noun - اسم

/ˈkɔːfɪn/

UK :

/ˈkɒfɪn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffin] در گوگل
description - توضیح
  • a long box in which a dead person is buried or burnt


    جعبه بلندی که مرده ای را در آن دفن کرده یا می سوزانند

  • a long box in which the body of a dead person is buried or burned


    جعبه ای بلند که جسد مرده ای را در آن دفن یا سوزانده اند

  • a long box used to bury or cremate (= burn) a dead person


    جعبه بلندی که برای دفن یا سوزاندن (= سوزاندن) مرده به کار می رود

  • By the 1770s the winding-sheet had almost disappeared, to be replaced by coffin sheets.


    در دهه 1770 ورق سیم پیچ تقریباً ناپدید شد و با ورقه های تابوت جایگزین شد.

  • His aging friends felt as if they were looking into their own open coffins.


    دوستان پیر او احساس می کردند که به تابوت باز خود نگاه می کنند.

  • His imperious father tells Alex he wishes it were him in the coffin.


    پدر مستبد او به الکس می گوید که ای کاش او در تابوت بود.

  • Of course I thought it's the ashes of the coffin as well so it would be quite a weight.


    البته فکر کردم خاکستر تابوت هم هست پس وزنش خیلی سنگینه.

  • On the way past the coffin Margaret bowed and kissed the lid.


    در راه از کنار تابوت مارگارت تعظیم کرد و درب آن را بوسید.

  • A large estate car or van will be needed to transport the coffin, and four to six people to carry it.


    برای حمل تابوت به یک ماشین بزرگ یا ون و چهار تا شش نفر برای حمل آن نیاز است.

  • Sons of louts grappled with the coffin in vain; they could neither cram it in nor twist it out.


    پسران لوت بیهوده با تابوت دست و پنجه نرم کردند. آنها نه می توانستند آن را بچسبانند و نه بچرخانند.

  • And the heart-rending tragedy of the tiny coffins of a family of victims?


    و تراژدی دلخراش تابوت های کوچک یک خانواده قربانی؟

example - مثال
  • A procession of mourners slowly followed the coffin.


    دسته ای از عزاداران به آرامی تابوت را دنبال کردند.

  • the flag-draped coffins of soldiers coming home


    تابوت های پرچم دار سربازانی که به خانه می آیند

  • This latest defeat is another nail in the government's coffin.


    این شکست اخیر میخ دیگری بر تابوت دولت است.

synonyms - مترادف
  • box


    جعبه

  • casket


    تابوت

  • sarcophagus


    بییر

  • bier


    سیست

  • cist


    رنگ پریده

  • pall


    کاتافالک

  • catafalque


    مقبره

  • crate


    پالتو چوبی

  • tomb


    جعبه تشییع جنازه

  • wooden overcoat


    جعبه کاج

  • funerary box


    پرده کاج


  • دخمه

  • pine drape


    کاتاکومب

  • crypt


    SepulchreUK

  • catacomb


    طاق

  • sepulchreUK


    قبر

  • vault


    مقبره ایالات متحده

  • mausoleum


    محل دفن


  • خانه چارنل

  • sepulcherUS


    بنای تاریخی

  • burial chamber


    خاکسپاری

  • burial place


    قبرستان

  • charnel house


    زیرزمینی

  • monument


    آخرین محل استراحت

  • burial


    محل استراحت

  • cemetery


    مزارع

  • undercroft


    هرم

  • last resting place


  • resting place


  • sepulture


  • pyramid


antonyms - متضاد
  • extremities


    اندام ها

لغت پیشنهادی

inquired

لغت پیشنهادی

imminently

لغت پیشنهادی

removal