blunted
base info - اطلاعات اولیه
blunted - کند شده
N/A - N/A
blʌnt
UK :
blʌnt
US :
family - خانواده
google image
synonyms
-
مترادف
antonyms
-
متضاد
cutting
برش دادن
edged
لبه دار
edgy
عصبی
زمین
honed
تیز شد
keen
تیز
pointed
خاطر نشان
پف کرده
sharpened
ترانشه
whetted
دندانه دار
trenchant
چاقو مانند
serrated
تیغ
knifelike
بدون کرک
razor
ناهموار
unblunted
تیزبین
jagged
لبه تیز
pronged
لبه چاقو
keen-edged
تیغ تیز
sharp-edged
سریع
knife-edged
حاد
razor-sharp
روشن
هوشمندانه
acute
باهوش
حاد زاویه دار
سوزن زده
intelligent
با ادب
acute-angled
اره مانند
needled
بریده بریده
polite
sawlike
notched