bumptious
bumptious - پر زرق و برق
adjective - صفت
UK :
US :
بیش از حد به توانایی های خود افتخار می کنید به گونه ای که دیگران را آزار می دهد
unpleasantly confident
اعتماد به نفس ناخوشایند
او یک بار با یک وکیل جوان بیرون رفته بود، مردی پر جنب و جوش و جاه طلب و کسل کننده.
او به وضوح گاهی اوقات از رفتار پرحاشیه دورکین شرمنده می شد.
arrogant
مغرور
cocky
از خود راضی
presumptuous
متکبر
self-assertive
ابراز وجود
swaggering
تکان دادن
conceited
خودخواه
egotistic
رو به جلو
صاحب نظر
opinionated
مغلوب
overbearing
زورگو
pushy
خود نظر
self-opinionated
سر متورم
swollen-headed
متأثر، تحت تأثیر، دچار، مبتلا
affected
سلطه گر
domineering
بزرگ
grandiose
شاهانه
haughty
بیش از حد
imperious
با شکوه
overweening
روحانی
pompous
حساس
pontificating
رکاب زدن
sententious
سطحی
strutting
سربلند
supercilious
ناراحتی
uppish
فخر فروشی
uppity
فرضی
vaunting
بی پروا
assumptive
سواره نظام
boastful
brash
cavalier
humble
فروتن
lowly
پست
متکبر
unarrogant
بی تکلف
unpretentious
خود را از بین می برد
self-effacing
نا معلوم
uncertain
خجالتی
shy
متفکر
diffident
بازنشستگی
retiring
بی ادعا
bashful
برداشته شد
unassuming
تضعیف
withdrawn
رزرو شده است
reticent
ملایم
reserved
ساکت
demure
درونگرا
meek
ترسو
بی صدا
introverted
گوسفند
timid
به عقب
coy
مغلوب
بی فرض
sheepish
ساده
unassertive
با احتیاط
backward
لاف ناپذیر
recessive
معتدل
unpresuming
discreet
unboastful
temperate