deterministic
base info - اطلاعات اولیه
deterministic - قطعی
adjective - صفت
/dɪˌtɜːrmɪˈnɪstɪk/
UK :
/dɪˌtɜːmɪˈnɪstɪk/
US :
family - خانواده
google image
synonyms
-
مترادف
inevitable
اجتناب ناپذیر
inescapable
سرنوشت
unavoidable
مقدر شده است
fated
از پیش مقدر شده
destined
از پیش تعیین شده
predestined
جبرگرا
predetermined
منظور
preordained
منصوب شد
determinist
محکوم به فنا
foreordained
مقید شده است
predestinated
منصوب
meant
از پیش انتخاب شده
ordained
مسلم - قطعی
inexorable
مطمئن
doomed
خاطر جمع
bound
در کارت ها
prearranged
قریب الوقوع
appointed
غیر قابل اجتناب
pre-elected
لازم است
غیر قابل درک
مورد نظر
assured
غیر قابل پیشگیری
impending
ineluctable
imminent
ineludible
intended
unescapable
unpreventable
antonyms
-
متضاد
indeterministic
غیر قطعی
nondeterministic
غیرقطعی