doubted
doubted - شک کرد
N/A - N/A
UK :
US :
distrusted
بی اعتماد شده
mistrusted
مشکوک
suspected
کافر شد
disbelieved
به اشتباه شک کرد
misdoubted
بی اعتبار شده است
discredited
بد داد
misgave
اشتباه داده شده
misgiven
به هم ریخت
scrupled over
مشکوک شده است
skepticized
احساس نگرانی در مورد
felt apprehensive about
احساس ناراحتی کرد
felt uneasy about
شک داشت
had suspicions about
شک کند
رزرو داشت
harbored suspicion
در مورد آن رزرو داشت
had qualms
عدم اعتماد به
had reservations
خریداری نشده است
had reservations about
هیچ اعتباری نداد
lacked confidence in
هیچ اعتباری داده نشده است
not bought
نسبت به آن تردید داشت
disbelieved in
باور نمی شود
gave no credence
بوی موش
بوی موش می داد
had doubts about
هیچ اعتمادی نداشت
had misgivings about
هیچ اعتقادی نداشت
not believed
با سوء ظن تلقی می شود
smelt a rat
smelled a rat
had no confidence in
regarded with suspicion
مطمئن
مسلم - قطعی
مثبت
خاطر جمع
assured
متقاعد
convinced
تصمیم گرفت
decided
قطعی
definite
متقاعد شد
persuaded
روشن
راضی
satisfied
مصمم
resolute
بی تزلزل
unfaltering
تزلزل ناپذیر
unwavering
بدون شک
conclusive
امن است
doubtless
بدون تردید
تکان نخورده
unhesitating
بی نوسان
unshaken
مطلق
unvacillating
خروس
ضمنی
cocksure
سانگوئن
implicit
خالی از تردید
sanguine
در ذهن خود روشن کنید
unshakeable
