estate agent

base info - اطلاعات اولیه

estate agent - مشاور املاک

N/A - N/A

ɪˈsteɪt ˌeɪ.dʒənt

UK :

ɪˈsteɪt ˌeɪ.dʒənt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [estate agent] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The estate agent said: 'The position is that we are confident of getting other offers.'


    نماینده املاک گفت: موقعیت این است که ما از دریافت پیشنهادات دیگر مطمئن هستیم.

  • Maria, an estate agent with Strutt & Parker, showed us around the barn conversion.


    ماریا، یک مشاور املاک با Strutt & Parker، اطراف تبدیل انبار را به ما نشان داد.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

nonstick

لغت پیشنهادی

click

لغت پیشنهادی

announced