stubbornness
stubbornness - سرسختی
noun - اسم
UK :
US :
من از سر لجبازی محض به برنامه ام متعهد شدم.
سرسختی مشکل
برای همکارانش برخورد با لجبازی او دشوار است.
او از سر لجبازی محض از کمک خودداری می کند.
فکر نمیکنم شما از سرسختی مشکل قدردانی کنید.
intransigence
ناسازگاری
bullheadedness
گاو سر
doggedness
سرسختی
intractability
حل نشدنی
intransigency
گستاخی
obduracy
لجبازی
obdurateness
رام نشدنی
obstinacy
کثیف بودن
obstinateness
عقیده
hardheadedness
نادرستی
indomitability
منطقی بودن
mulishness
سر خوک
opinionatedness
اراده
pertinaciousness
جسارت
pertinacity
آلودگی
pigheadedness
عزم
willfulness
انعطاف ناپذیری
adamancy
استقامت
bolshiness
ماندگاری
contumacy
استواری
determination
سختی
inflexibility
خود باوری
perseverance
خودخواهی
persistence
هدف
stalwartness
لجاجت
tenacity
برطرف کردن
self-opinionatedness
self-will
obstinance
amenability
سازگاری
flexibility
انعطاف پذیری
indetermination
عدم تعین
irresolution
عدم قطعیت
malleability
چکش خواری