accosting
accosting - حسابداری
N/A - N/A
UK :
US :
approaching
نزدیک شدن
buttonholing
دکمه زنی
waylaying
راه اندازي
halting
توقف
hounding
شکاری
stopping
متوقف کردن
catching
گرفتن
collaring
یقه
questioning
سوال کردن
addressing
خطاب به
bothering
مزاحم
crossing
عبور از
detaining
بازداشت کردن
flagging
پرچم گذاری
grabbing
hailing
hailing
وارداتی
importuning
مصاحبه کردن
interviewing
حرف زدن با
talking to
فریاد زدن به
shouting to
صحبت کردن با
speaking to
تماس گرفتن به
calling to
در حال اجرا به
کنار گذاشتن
taking aside
بازجویی متقابل
cross-examining
بحث کردن در مورد چیزی با
شروع بحث با
initiating a discussion with
سوت زدن برای
whistling for
مواجه شدن با
confronting
رهگیری
intercepting
کمین کردن
ambushing
aiding
کمک کردن
avoiding
پرهیز کردن
dodging
طفره رفتن
evading
کمک
helping
نادیده گرفتن
ignoring
خودداری کردن
refraining
تمسخر
scorning
دوری جستن
shunning
کوچک کردن
slighting
رویگردانی
turning away