allotted
base info - اطلاعات اولیه
allotted - اختصاص داده شده است
N/A - N/A
əˈlɑː.t̬ɪd
UK :
əˈlɒt.ɪd
US :
family - خانواده
google image
synonyms
-
مترادف
allowed
مجاز
کنار گذاشتن
allocated
اختصاص داده شده است
ترک کرد
reserved
رزرو شده است
earmarked
تعیین شده است
designated
در امان ماند
spared
کسر شد
devoted
داد
deducted
ارائه شده است
gave
حواله شد
provided
فراهم شده است
remitted
تقسیم شده
afforded
دردسترس ساختن
apportioned
اختصاص داده
made available
جدا کردن
assigned
اختصاصی
نگهداری
dedicated
تنظیم شده توسط
maintained
ذخیره
نگهداری می شود
کنار گذاشته شد
saved
ارسال شده است
kept
تقدیس کرد
appropriated
مناسب
laid aside
بودجه بندی شده است
consigned
را به یک طرف بگذارید
consecrated
budgeted
antonyms
-
متضاد
شانس. فرصت
