anencephalic

base info - اطلاعات اولیه

anencephalic - آنسفالیک

N/A - N/A

ˌæn.en.səˈfæl.ɪk

UK :

ˌæn.en.kəˈfæl.ɪk

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [anencephalic] در گوگل
description - توضیح
  • born with part of the brain missing


    متولد شده در حالی که بخشی از مغز از دست رفته است

example - مثال
  • an anencephalic foetus


    یک جنین آنسفالیک

  • The infant was born anencephalic and survived for only three days.


    این نوزاد با آنسفال به دنیا آمد و تنها سه روز زنده ماند.

synonyms - مترادف
  • anencephalous


    آنسفال


  • احمق

  • dumb


    بی عقل

  • unintelligent


    غیر هوشمند

  • dense


    متراکم

  • mindless


    بی فکر

  • witless


    دیر فهم

  • obtuse


    ضخیم


  • بی حال

  • dopey


    کدر

  • dull


    خالی

  • vacuous


    احمقانه

  • foolish


    فریبنده

  • fatuous


    کم نور

  • dim


    آهسته. تدریجی


  • ساده


  • کثیف

  • doltish


    بیهوش

  • unsmart


    سر کلفت

  • thickheaded


    بدون احساس

  • senseless


    لنگ مغز

  • lamebrained


    مغز پرنده

  • birdbrained


    سر استخوانی

  • boneheaded


    oafish

  • oafish


    سر خنده

  • chuckleheaded


    مات

  • idiotic


    بدون زرق و برق

  • opaque


    سردرگم

  • gormless


  • dunderheaded


  • lamebrain


antonyms - متضاد
  • intelligent


    باهوش


  • روشن

  • clever


    apt

  • apt


    متفکر

  • brainy


    درخشان


  • سریع


  • فوق هوشمند

  • hyperintelligent


    تیز

  • keen


    زیرک

  • nimble


    زودباور


  • تیزبین

  • quick-witted


    هوشمندانه


  • sharp-witted



  • supersmart


  • ultrasmart


لغت پیشنهادی

blocked

لغت پیشنهادی

authority

لغت پیشنهادی

baccy