blocked
blocked - مسدود
N/A - N/A
UK :
US :
پول بلوکه شده را نمی توان از کشور خارج کرد یا به ارز دیگری تبدیل کرد
اگر چیزی مسدود شود، هیچ کس یا هیچ چیز نمی تواند از آن عبور کند
کسی یا چیزی از رسیدن به جایی جلوگیری کرده است
قابل استفاده نیست
حساب بانکی مسدود شده حسابی است که نمی توان از آن پول برداشت
جاده مسدود است - شما باید از راه دیگر دور شوید.
I've got a blocked (up) nose.
من یک بینی مسدود (بالا) دارم.
او با زدن یک ریباند از ضربه مهار شده در محوطه جریمه گلزنی کرد.
این پول در یک حساب مسدود شده بود که او به آن دسترسی نداشت.
اگر بچه ها می خواهند به یک وب سایت مسدود شده دسترسی داشته باشند، باید از والدین خود اجازه بگیرند.
این پول به حساب مسدود شده ای گذاشته شد که او به آن دسترسی نداشت.
clogged
رسوب گرفته
congested
شلوغ
jammed
گیر کرده
obstructed
مانع شده است
choked
خفه شد
gridlocked
مسدود شده
impassable
صعب العبور
unnavigable
غیر قابل کشتیرانی
bunged up
شکسته شد
choked up
خفه کردن
stopped
متوقف شد
stopped up
بسته
closed
گرفتگی
stuffy
پشتیبان گیری شد
backed up
وصل شده
plugged
ضربه خورده
bunged
پر شده
blocked up
مسدود
stuffed up
پر شده است
clogged up
یبوست
barred
لغو ایالات متحده
filled
مخاطی
constipated
رومیایی
canceledUS
لغو شد
mucousy
پرهزینه
rheumy
فشرده
mucous
cancelledUK
costive
crammed
crowded