awfully
awfully - به طرز وحشتناکی
adverb - قید
UK :
US :
بسیار
خیلی یا شدید، وقتی قبل از صفت یا قید استفاده می شود
فوق العاده بد
خیلی یا شدید
او هم احساس بیماری می کرد، به شدت، به شدت بیمار است.
نمایش کازبی که زمانی دارای رتبه برتر بود، ناگهان در زمان بسیار دور به نظر می رسید.
او مجبور شد به شدت فشار بیاورد تا از مصدومیت خود بازگردد و این تنها بخشی از وجود او است.
همچنین معلوم شد که او آخرین دوست صمیمی است که برای مدت بسیار طولانی داشتم.
افتضاح پر سر و صدا است آیا می توانیم در را ببندیم؟
The result is impressive but awfully stern and austere.
نتیجه چشمگیر است اما به طرز وحشتناکی سختگیرانه و سختگیرانه است.
وقتی بیرون بودم، ناگهان احساس خستگی وحشتناکی کردم.
من به شدت متاسفم بابت آن مشکل آن روز.
این نام به شدت آشنا به نظر می رسد.
من زیاد مشتاق ماهی نیستم
از آخرین باری که همدیگر را ندیدیم خیلی زمان زیادی می گذرد.
خیلی متاسفم، اما فراموش کردیم برای شما میز رزرو کنیم.
England played awfully throughout the game.
انگلیس در طول بازی افتضاح بازی کرد.
تب شما به طرز وحشتناکی بالاست - فکر می کنم بهتر است با یک دکتر تماس بگیریم.
خیلی متاسفم، اما در حال حاضر هیچ اتاقی در هتل موجود نیست.
وقتی دخترمان به عنوان بهترین دانش آموز کلاسش انتخاب شد، به شدت خوشحال شدیم.
فوق العاده
واقعا
بسیار
exceedingly
به شدت
terribly
به طرز وحشتناکی
immensely
به ویژه
به طور جدی
غیر معمول
بخصوص
uncommonly
اضافی
hugely
بسیار زیاد
تا حد زیادی
عمده
vastly
عالی
enormously
اکثر
greatly
با قدرت
majorly
به طور برجسته
supremely
بنابراین
بطور باور نکردنی
mightily
توانا
eminently
به شدت، شدیدا
واقعی
frightfully
خیلی بد و ناخوشایند
incredibly
ناامیدانه
mighty
مسیر
severely
intensely
desperately
مقدار کمی
negligibly
بطور ناچیز
nominally
به صورت اسمی
اندکی
تاحدی
کاملا
نسبتا
بسیار
به طور نسبی
passably
قابل عبور
منصفانه
moderately
منطقی
reasonably
مقداری
به صورت مقایسه ای
comparatively
در حاشیه
marginally
یک جور هایی
kinda
متوسط
mediumly
پسندیدن
کمی
ایش
تا حدی
ish
یک سایه
در محدوده
تا حدی مشخص
تا اندازه ای
تا یک نقطه
within limits
در درجه ای خاص