argumentation

base info - اطلاعات اولیه

argumentation - استدلال

noun - اسم

/ˌɑːrɡjumənˈteɪʃn/

UK :

/ˌɑːɡjumənˈteɪʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [argumentation] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • He produced very clever argumentation in support of the proposal.


    او استدلال بسیار هوشمندانه ای در حمایت از این پیشنهاد ارائه کرد.

synonyms - مترادف

  • بحث


  • کنفرانس

  • dialogueUK


    دیالوگ انگلستان


  • صحبت


  • مناظره

  • consultation


    مشاوره


  • بحث و جدل

  • dialogUS


    دیالوگ ایالات متحده

  • parley


    مذاکره کردن

  • colloquy


    گفتگو

  • confabulation


    confabulation

  • confab


    confab

  • deliberation


    مشورت

  • palaver


    پالاور


  • شورا

  • counsel


    مشورت کردن

  • consult


    مناقشه

  • disputation


    مورد


  • آرگی-برگی

  • argy-bargy


    رفت و برگشت

  • back-and-forth


    بده و بستان

  • give-and-take


    خط استدلال

  • line of reasoning


    واو


  • مذاکره

  • powwow


    مذاکرات


  • گفتمان

  • negotiations


    صحبت می کند


  • تبادل نظر

  • talks


    تهویه

  • exchange of views


  • ventilation


antonyms - متضاد
  • antithesis


    آنتی تز

  • certainty


    یقین - اطمینان - قطعیت


  • حقیقت


  • اثبات


  • واقعیت


  • غیر منطقی بودن

  • irrationality


    مزخرف

  • nonsense


لغت پیشنهادی

adulation

لغت پیشنهادی

souter

لغت پیشنهادی

apply