adulation
adulation - تحسین
noun - اسم
UK :
US :
ستایش و تحسین برای کسی که بیشتر از آن چیزی است که واقعاً لیاقتش را دارد
تحسین یا تحسین بسیار بزرگ برای کسی، به خصوص زمانی که بیش از حد شایسته باشد
تحسین یا تحسین بیش از حد برای کسی
هارلی برای شهرت و تحسینی که با ستاره شدن یک ورزشکار به دست آمد، آماده نبود.
All year long the Bruins were living with the fame and adulation of being defending national champions.
در تمام طول سال، بروین ها با شهرت و تحسین دفاع از قهرمانان ملی زندگی می کردند.
But those of us who understand history must shudder at his adulation of the false gods of isolationism and protectionism.
اما آنهایی از ما که تاریخ را میفهمند باید از تحسین خدایان دروغین انزواگرایی و حمایتگرایی به لرزه درآیند.
ناپلئون هیچ واکنشی به تحسین مردانش نشان نداد.
فارست ممکن است با شهرت، ثروت، تحسین عمومی و دختر باشکوه به پایان برسد.
لوئیس تحسین طرفداران را در سراسر کشور به دست آورده است.
در حال حاضر او شخصیتی ملایمتر به نظر میرسید که میخواست تحسین جمعیت را برگرداند.
او آن را می دانست و کاملاً به تحسینی که از آن الهام می شد عادت کرده بود.
گروه هر کجا که می روند از تحسین طرفداران خود لذت می برند.
به عنوان یک مجری متولد شده، او عاشق هیجان است و او عاشق تحسین است.
او نمی توانست با تحسین طرفدارانش کنار بیاید.
worship
عبادت
idolization
بت سازی
admiration
تحسین
توجه
admiring
تحسین کردن
adoration
پرستش
exaltation
تعالی
glorification
تجلیل
hero-worship
قهرمان پرستی
idolisingUK
idolisingUK
idolizingUS
بت سازی آمریکا
lionisationUK
lionisationUK
lionizationUS
lionizationUS
lionisingUK
lionisingUK
lionizingUS
lionizingUS
praise
ستایش
applause
تشویق و تمجید
awe
هیبت
commendation
تعلق خاطر
devotion
چاپلوسی
flattery
شکوه
glory
ادای احترام
homage
افتخار ایالات متحده
honorUS
HonourUK
honourUK
احترام
veneration
تمجید می کند
accolades
رنگ آمیزی ها
blandishments
تعارف
compliments
خدایی شدن
deification
مداحی ها
eulogies
سو استفاده کردن
calumniation
تهمت زدن
censure
انتقاد
condemnation
محکوم کردن
disparagement
تحقیر
revilement
دشنام دادن
ridicule
تمسخر
vilification
توهین
vituperation
زنده شدن
اذیت کردن
mockery
کاریکاتور
derision
طنز
scorn
تقلید
contempt
شوخی
teasing
بورلسک
disdain
شوخی کردن
scoffing
جاشینگ
caricature
طعنه
satire
بدیناژ
parody
دست انداختن
joking
burlesque
kidding
jeer
jeering
joshing
sarcasm
badinage
sneering
banter
sneer