asocial
asocial - غیر اجتماعی
N/A - N/A
UK :
US :
این کتاب جامعه ای منزوی، بی اعتماد و غیراجتماعی را به تصویر می کشد.
The cat's independence has encouraged a widespread view that it is asocial.
استقلال گربه باعث ایجاد دیدگاهی گسترده مبنی بر غیراجتماعی بودن آن شده است.
aloof
دور
سرد
غیر صمیمی
از راه دور
یخ زده
frosty
جدا
detached
غیر اجتماعی
unsociable
ضد اجتماعی
antisocial
ایستادگی
standoffish
غیرقابل انتخاب
unclubbable
بن بست
standoff
ماهی
offish
خم نشدنی
unbending
خشک
دکمه دار
buttoned-up
چشم سرد
cold-eyed
رزرو شده است
reserved
غیر دوستانه
unfriendly
برداشته شد
withdrawn
غیر ارتباطی
uncommunicative
بي تفاوت
indifferent
غیر قابل دسترس
unapproachable
غیر شخصی
impersonal
مغرور
chilly
ایستاده
haughty
غیر قابل پیش بینی
stand-offish
منجمد
unforthcoming
سفت
frigid
بی پاسخ
stiff
unresponsive
cordial
صمیمی
دوستانه
sociable
اجتماعی
گرم
دوست داشتنی
amiable
دلپذیر
amicable
برونگرا
affable
دلنشین
genial
همراه
outgoing
همسایه ایالات متحده
convivial
مهمان نواز
companionable
قابل دسترسی
extroverted
بخشنده
neighborlyUS
شادی آور
hospitable
قابل گفتگو
approachable
برون گرا
gregarious
باز کن
gracious
ماتی
jovial
چماقی
conversable
NeighbourlyUK
extrovert
آسان
ارتباطی
matey
زنده
clubbable
اسان گیر
neighbourlyUK
آسان برای کنار آمدن با
communicative
chummy
lively
easy-going