asocial

base info - اطلاعات اولیه

asocial - غیر اجتماعی

N/A - N/A

ˌeɪˈsoʊ.ʃəl

UK :

ˌeɪˈsəʊ.ʃəl

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [asocial] در گوگل
description - توضیح
  • not interested in forming social groups or connections with others


    علاقه ای به تشکیل گروه های اجتماعی یا ارتباط با دیگران ندارند

example - مثال
  • The book depicts an insular, distrustful, asocial society.


    این کتاب جامعه ای منزوی، بی اعتماد و غیراجتماعی را به تصویر می کشد.

  • The cat's independence has encouraged a widespread view that it is asocial.


    استقلال گربه باعث ایجاد دیدگاهی گسترده مبنی بر غیراجتماعی بودن آن شده است.

synonyms - مترادف
  • aloof


    دور


  • سرد


  • غیر صمیمی


  • از راه دور


  • یخ زده

  • frosty


    جدا

  • detached


    غیر اجتماعی

  • unsociable


    ضد اجتماعی

  • antisocial


    ایستادگی

  • standoffish


    غیرقابل انتخاب

  • unclubbable


    بن بست

  • standoff


    ماهی

  • offish


    خم نشدنی

  • unbending


    خشک

  • dry


    دکمه دار

  • buttoned-up


    چشم سرد

  • cold-eyed


    رزرو شده است

  • reserved


    غیر دوستانه

  • unfriendly


    برداشته شد

  • withdrawn


    غیر ارتباطی

  • uncommunicative


    بي تفاوت

  • indifferent


    غیر قابل دسترس

  • unapproachable


    غیر شخصی

  • impersonal


    مغرور

  • chilly


    ایستاده

  • haughty


    غیر قابل پیش بینی

  • stand-offish


    منجمد

  • unforthcoming


    سفت

  • frigid


    بی پاسخ

  • stiff


  • unresponsive


antonyms - متضاد
  • cordial


    صمیمی


  • دوستانه

  • sociable


    اجتماعی


  • گرم


  • دوست داشتنی

  • amiable


    دلپذیر

  • amicable


    برونگرا

  • affable


    دلنشین

  • genial


    همراه

  • outgoing


    همسایه ایالات متحده

  • convivial


    مهمان نواز

  • companionable


    قابل دسترسی

  • extroverted


    بخشنده

  • neighborlyUS


    شادی آور

  • hospitable


    قابل گفتگو

  • approachable


    برون گرا

  • gregarious


    باز کن

  • gracious


    ماتی

  • jovial


    چماقی

  • conversable


    NeighbourlyUK

  • extrovert


    آسان


  • ارتباطی

  • matey


    زنده

  • clubbable


    اسان گیر

  • neighbourlyUK


    آسان برای کنار آمدن با


  • communicative


  • chummy


  • lively


  • easy-going



لغت پیشنهادی

advice

لغت پیشنهادی

reveal

لغت پیشنهادی

robbers