audiologist

base info - اطلاعات اولیه

audiologist - شنوایی شناس

noun - اسم

/ˌɔːdiˈɑːlədʒɪst/

UK :

/ˌɔːdiˈɒlədʒɪst/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [audiologist] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • She trained as an audiologist, assessing and treating patients with hearing disorders.


    او به عنوان شنوایی شناس آموزش دیده و بیماران مبتلا به اختلالات شنوایی را ارزیابی و درمان می کند.

  • Extensive testing by an audiologist showed no involvement of the ear as a cause of her dizziness.


    آزمایش‌های گسترده توسط شنوایی‌شناس، عدم درگیری گوش را به عنوان دلیل سرگیجه او نشان داد.

synonyms - مترادف
  • audiometrist


    شنوایی سنجی


  • گوش پزشک

  • otologist


    متخصص گوش

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

onlookers

لغت پیشنهادی

print

لغت پیشنهادی

dimes