baddy
baddy - بد
noun - اسم
UK :
US :
rogue
سرکش
scoundrel
رذل
villain
شرور
rascal
فضول
reprobate
منتفی
wretch
بدبخت
miscreant
متخلف
knave
چاقو
beast
جانور
hound
سگ شکاری
monster
هیولا
devil
شیطان
evildoer
بدکار
scumbag
آشغال
brute
بی رحم
rapscallion
راپسکالیون
swindler
کلاهبردار
fraudster
اسکمپ
scamp
حقه باز
trickster
وحشی
savage
وارلت
fiend
شارلاتان
varlet
تقلب
charlatan
موش صحرایی
cheat
معنی دار
rat
معنی
meany
سگ
fraud
baddie
meanie
آدم خوب
goody
خوب
قهرمان
protagonist
قهرمان داستان
heroine
saviourUK
saviourUK
نجات دهنده آمریکا
saviorUS
نجات دهنده
redeemer
مدافع
defender
بشردوستانه
humanitarian
افسانه
محافظ
protector
تحویل دهنده
conservator
نگهبان
deliverer
رهایی بخش
guardian
پاراگراف
rescuer
پس انداز
liberator
نگهدارنده
نورانی
paragon
کار نیکوتر
saver
زن شجاع
preserver
مرد شجاع
luminary
شوالیه در زره درخشان
do-gooder
زن بزرگ
brave woman
مرد بزرگ
فرشته ی محافظ
brave man
نمونه درخشان
knight in shining armor
guardian angel
shining example