baddy

base info - اطلاعات اولیه

baddy - بد

noun - اسم

/ˈbædi/

UK :

/ˈbædi/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [baddy] در گوگل
description - توضیح

  • یک آدم بد در یک فیلم، کتاب و غیره.

example - مثال
  • As usual the cops get the baddies in the end.


    طبق معمول، پلیس ها در نهایت بدها را می گیرند.

  • In the old cowboy movies, the baddies always get beaten in the end.


    در فیلم‌های قدیمی گاوچران، آدم‌های بد همیشه در آخر کتک می‌خورند.

synonyms - مترادف
  • rogue


    سرکش

  • scoundrel


    رذل

  • villain


    شرور

  • rascal


    فضول

  • reprobate


    منتفی

  • wretch


    بدبخت

  • miscreant


    متخلف

  • knave


    چاقو

  • beast


    جانور

  • hound


    سگ شکاری

  • monster


    هیولا

  • devil


    شیطان

  • evildoer


    بدکار

  • scumbag


    آشغال

  • brute


    بی رحم

  • rapscallion


    راپسکالیون

  • swindler


    کلاهبردار

  • fraudster


    اسکمپ

  • scamp


    حقه باز

  • trickster


    وحشی

  • savage


    وارلت

  • fiend


    شارلاتان

  • varlet


    تقلب

  • charlatan


    موش صحرایی

  • cheat


    معنی دار

  • rat


    معنی

  • meany


    سگ

  • fraud


  • baddie


  • meanie


  • dog


antonyms - متضاد

  • آدم خوب

  • goody


    خوب


  • قهرمان

  • protagonist


    قهرمان داستان

  • heroine


    saviourUK

  • saviourUK


    نجات دهنده آمریکا

  • saviorUS


    نجات دهنده

  • redeemer


    مدافع

  • defender


    بشردوستانه

  • humanitarian


    افسانه


  • محافظ

  • protector


    تحویل دهنده

  • conservator


    نگهبان

  • deliverer


    رهایی بخش

  • guardian


    پاراگراف

  • rescuer


    پس انداز

  • liberator


    نگهدارنده


  • نورانی

  • paragon


    کار نیکوتر

  • saver


    زن شجاع

  • preserver


    مرد شجاع

  • luminary


    شوالیه در زره درخشان

  • do-gooder


    زن بزرگ

  • brave woman


    مرد بزرگ


  • فرشته ی محافظ

  • brave man


    نمونه درخشان

  • knight in shining armor




  • guardian angel


  • shining example


لغت پیشنهادی

comic

لغت پیشنهادی

atonement

لغت پیشنهادی

breastfeeding