belittling

base info - اطلاعات اولیه

belittling - تحقیر کردن

N/A - N/A

bɪˈlɪt̬.əl

UK :

bɪˈlɪt.əl

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [belittling] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Though she had spent hours fixing the computer he belittled her efforts.


    اگرچه او ساعت‌ها صرف تعمیر کامپیوتر کرده بود، اما او تلاش‌های او را کوچک جلوه داد.

  • Stop belittling yourself - your work is highly valued.


    دست از تحقیر خود بردارید - کار شما بسیار ارزشمند است.

synonyms - مترادف
  • contemptuous


    تحقیرآمیز

  • decrying


    فریاد زدن

  • degrading


    تحقیر کننده

  • demeaning


    تحقیر آمیز

  • denigrative


    مستهلک کننده

  • denigratory


    تمسخر آمیز

  • deprecatory


    مخرب

  • depreciative


    کوچک کردن

  • depreciatory


    بدون تعارف

  • derisory


    متواضعانه

  • derogative


    کاهش ارزش

  • derogatory


    حمایت از انگلستان

  • detractive


    حامی ایالات متحده

  • disdainful


    تمسخر

  • disparaging


    توهین آمیز

  • pejorative


    آشفته

  • scornful


    بد لحن

  • slighting


    بحرانی

  • uncomplimentary


    عدم تایید

  • condescending


  • depreciating


  • derisive


  • patronisingUK


  • patronizingUS


  • sneering


  • insulting


  • contumelious


  • abusive




  • disapproving


antonyms - متضاد
  • commendatory


    ستودنی

  • complimentary


    تعارفی

  • laudative


    ستایش آمیز

  • laudatory


    حمایت کننده

  • supportive


    تایید کردن

  • approving


    تحسین کردن

  • admiring


    قدردان

  • appreciative


    مثبت


  • کف زدن

  • applauding


    مطلوب ایالات متحده

  • favorableUS


    مطلوب انگلستان

  • favourableUK


    استصوابی

  • approbatory


    خوب


  • مداحی

  • eulogistic


    تحسین برانگیز

  • acclamatory


    پانژیکال

  • adulatory


    دوستانه

  • panegyrical


    ستایش کردن


  • تبریک می گویم

  • praising


    درخشان

  • extolling


    مداحی انگلستان

  • congratulatory


    مداحی ایالات متحده

  • glowing


    پر انرژی

  • eulogisingUK


    چاپلوس

  • eulogizingUS


    انکومیاستیک

  • fulsome


    جشن

  • flattering


    تجلیل کردن

  • encomiastic


    پانژیریک

  • celebratory


  • glorifying


  • panegyric


لغت پیشنهادی

alopecia

لغت پیشنهادی

basis

لغت پیشنهادی

backtracked