bootie

base info - اطلاعات اولیه

bootie - چکمه

noun - اسم

/ˈbuːtiː/

UK :

/ˈbuːtiː/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bootie] در گوگل
description - توضیح
  • a short boot that covers only the foot and ankle


    یک چکمه کوتاه که فقط پا و مچ پا را می پوشاند

  • a baby's bootee


    یک نوزاد چکمه

example - مثال
  • They sell a range of flat and heeled booties.


    آنها طیف وسیعی از چکمه های تخت و پاشنه دار را می فروشند.

  • She was wearing an expensive-looking black dress and shiny gray booties.


    او یک لباس مشکی گران قیمت و چکمه های خاکستری براق پوشیده بود.

  • I'm knitting some booties.


    دارم چند چکمه می بافم

synonyms - مترادف
  • bum


    ماتحت

  • buttocks


    باسن

  • backside


    پشت


  • پایین


  • عقب

  • rear


    صندلی


  • دنده

  • rump


    چاقو

  • haunches


    لب به لب

  • butt


    دم


  • گونه ها

  • cheeks


    نان ها

  • buns


    توش

  • tush


    خلفی

  • posterior


    فانی

  • fanny


    غنیمت

  • booty


    پایه

  • fundament


    Nates

  • nates


    داف

  • duff


    derriere

  • derriere


    کابوس

  • caboose


    کیستر

  • keister


    هاینی

  • heinie


    بریچ

  • breech


    ژامبون ها

  • hams


    هنکرها

  • hunkers


    می توان

  • keester


    قسمت عقبی

  • can


    سختگیر

  • hindquarters


  • stern


antonyms - متضاد
  • annexeUK


    AnnexeUK

  • annexUS


    annexUS


  • جلو

  • offshoot


    انشعاب

  • anterior


    قدامی

لغت پیشنهادی

arty-crafty

لغت پیشنهادی

criticize

لغت پیشنهادی

APB