eradicated

base info - اطلاعات اولیه

eradicated - ریشه کن شد

N/A - N/A

ɪˈræd.ɪ.keɪt

UK :

ɪˈræd.ɪ.keɪt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [eradicated] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The government claims to be doing all it can to eradicate corruption.


    دولت مدعی است که تمام تلاش خود را برای ریشه کن کردن فساد انجام می دهد.

  • The disease that once claimed millions of lives has now been eradicated.


    بیماری که زمانی میلیون ها نفر را می گرفت، اکنون ریشه کن شده است.

synonyms - مترادف
  • erased


    پاک شد

  • obliterated


    محو شده

  • cancelledUK


    لغو شد

  • canceledUS


    لغو ایالات متحده

  • destroyed


    نابود

  • effaced


    محو شد

  • expunged


    حذف شد

  • demolished


    تخریب شده

  • purged


    پاکسازی شد

  • eliminated


    حذف شده است

  • extirpated


    از بین رفته

  • removed


    حذف شده

  • abolished


    نابود شد

  • annihilated


    نابود شده

  • decimated


    بریده شده

  • excised


    منقرض شد

  • exterminated


    خاموش شد

  • extinguished


    کشته شده

  • killed


    منحل شد

  • liquidated


    با خاک یکسان شد

  • razed


    هدر رفت

  • wasted


    تعدیل شده است

  • offed


    خراشیده شده

  • quashed


    شسته شده

  • scratched


    له شده

  • scrubbed


    اژدر شده

  • squashed


    جمع شد

  • torpedoed


    سطل زباله

  • totalled


  • totaled


  • trashed


antonyms - متضاد
  • flourishing


    شکوفا شدن

  • intact


    سالم

  • mended


    اصلاح شد

  • preserved


    حفظ شده است

  • prosperous


    موفق

  • protected


    حفاظت شده

  • repaired


    تعمیر شده است

  • restored


    بازسازی شد


  • ثروتمند

  • saved


    ذخیره

  • sober


    هوشیار

  • solvent


    حلال


  • موفقیت آمیز


  • درست شد

  • fixed


لغت پیشنهادی

reports

لغت پیشنهادی

reassured

لغت پیشنهادی

canned