erudition
erudition - علم و دانش
noun - اسم
UK :
US :
دانشمندی بدون شک
اثری با بصیرت و اصالت فراوان
He is a journalist of rare erudition.
او روزنامه نگاری است با دانش نادر.
اثری با بصیرت بزرگ
او به خاطر هوش و ذکاوتش معروف بود.
یادگیری
تحصیلات
دانش
بورس تحصیلی
cultivation
کشت
فرهنگ
literacy
سواد
learnedness
اصلاح
refinement
خرد
روشنایی
illumination
درك كردن
روشنگری
enlightenment
اطلاعات
بینش، بصیرت، درون بینی
نامه ها
letters
پیچیدگی
sophistication
ساخت و ساز
edification
عقل
intellect
باهوش
savvy
کسب ها
acquirements
دستاوردها
attainments
افسانه
lore
خردمندی
sageness
کتاب گرایی
bookishness
مغزها
brains
روشنفکری
intellectuality
پدانتری
pedantry
دانش پژوهی
scholarism
علم و دانش
scholarliness
علوم پایه
ignorance
جهل
illiteracy
بی سوادی
illiterateness
بی اطلاعی
unawareness
بی گناهی
innocence
ناآشنایی
unfamiliarity
عدم روشنگری
unenlightenment
شب خوابی
benightedness
ضرورت
nescience
عدم درک
incomprehension
بی توجهی
obliviousness
حماقت
stupidity
گنگ بودن
dumbness
کج بودن
obtuseness
چگالی
denseness
ساده لوحی
naivete
بی خبری
cluelessness
بی هوشی
unintelligence
عدم آگاهی
تیرگی
dimness
کمبود اموزش
بی شواهدی
witlessness
کمبود هوش
بی فکری
mindlessness
بی مغزی
foolishness
سادگی
brainlessness
کند هوشی
simplicity
سرگشتگی
idiocy
unconsciousness
slow-wittedness
bewilderment