impossibility

base info - اطلاعات اولیه

impossibility - عدم امکان

noun - اسم

/ɪmˌpɑːsəˈbɪləti/

UK :

/ɪmˌpɒsəˈbɪləti/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [impossibility] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • the sheer impossibility of providing enough food for everyone


    عدم امکان محض تامین غذای کافی برای همه

  • a virtual impossibility


    یک غیرممکن مجازی

  • a physical impossibility


    یک عدم امکان فیزیکی

  • What you're asking just can't be done - it's an impossibility.


    چیزی که می‌خواهید انجام نمی‌شود - غیرممکن است.

  • She finally acknowledged the impossibility of keeping her boyfriend secret.


    او در نهایت به عدم امکان مخفی نگه داشتن دوست پسرش اذعان کرد.

  • What you’re asking for is an impossibility.


    چیزی که شما می خواهید یک غیرممکن است.

synonyms - مترادف
  • hopelessness


    ناامیدی

  • impracticability


    غیر عملی بودن

  • inability


    عجز

  • inconceivability


    غیرقابل تصور

  • contrariety


    تضاد


  • دشواری


  • شکست

  • futility


    بیهودگی

  • impracticality


    مسخره بودن

  • ridiculousness


    دست نیافتنی

  • unattainability


    غیرممکن بودن

  • unfeasibility


    بعید

  • unlikelihood


    نامعقول بودن

  • unreasonableness


    غیر قابل اجرا بودن

  • unworkability


    بی فایده بودن

  • uselessness


    نامناسب بودن

  • unworkableness


    رمانتیسم

  • impracticableness


    دست و پا چلفتی

  • infeasibility


    ناکارآمدی

  • unsuitableness


    ناجوری

  • romanticism


    دست درازی

  • inapplicability


    بی ارزشی

  • clumsiness


    بی مهارتی

  • inefficiency


    ناتوانی

  • awkwardness


    زیست ناپذیری

  • cack-handedness


    ناراحتی

  • worthlessness


  • unskillfulness


  • unwieldiness


  • unviability


  • inconvenience


antonyms - متضاد
  • feasibility


    امکان پذیری


  • عملی بودن

  • practicality


    احتمال

  • probability


    یقین - اطمینان - قطعیت

  • certainty


  • practicability


لغت پیشنهادی

concert

لغت پیشنهادی

injuries

لغت پیشنهادی

reversion